سیصد و بیست و هفتمین برنامه ي گلهای رنگارنگ | استاد عبدالوهاب شهیدی
دکلمه: آذر پژوهش

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
به غنیمت شمرای دوست دم عیسی صبح
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم از اوست
ترانه: شهیدی

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
«سعد یا» گر بکند سیل فنا خانۀ غم
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
دل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوست
دکلمه: آذر پژوهش

غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد ساقیا باده بده شادی آن کاین غم از اوست
پوران ترانه

عقرب زلف کجت با قمر قرینه
کیه کیه در میزنه من دلم میلرزه
ای پری بیا در کنار ما جان خسته را مرنجان
نرگس مست تو و بخت من خرابه
کیه کیه در میزنه من دلم میلرزه
ای پری بیا در کنار ما جان خسته را مرنجان
تا قمر در عقربه کار ما چنینه
در روبا لنگر میزنه من دلم میلرزه
از برم مرو خصم جان مشو تا فدای تو کنم جان
بخت من از تو و چشم تو از شرابه
در رو با لنگر میزنه من دلم میلرزه
از برم مرو خصم جان مشو تا فدای تو کنم جان
دکلمه: آذر پژوهش
باز در آن کو گذری یافتیم
پیش گدایان سر کوی دوست
گر نظر مردم مقبل به ماست
جان و سر و دیده چه داریم دوست
گر چه گداییم و کم از خاک راه
این همه اکسیر سعادت «کمال»
بر درش از کعبه دری یافتیم
ملک جهان مختصری یافتیم
آن ز قبول نظری یافتیم
از همه چون دوست تری یافتیم
بر سر خاکی گوهری یافتیم
از طلب خاک دری یافتیم
آواز: شهیدی

باز در آن کو گذری یافتیم
پیش گدایان سر کوی دوست
گر نظر مردم مقبل به ماست
جان و سر و دیده چه داریم دوست
گر چه گداییم و کم از خاک راه
بر درش از کعبه دری یافتیم
ملک جهان مختصری یافتیم
آن ز قبول نظری یافتیم
از همه چون دوست تری یافتیم
بر سر خاکی گوهری یافتیم
دکلمه: آذر پژوهش

این همه اکسیر سعادت «کمال»
از طلب خاک دری یافتیم
شهیدی آواز

این همه اکسیر سعادت «کمال» / از طلب خاک دری یافتیم
دکلمه: آذر پژوهش
مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
عالم از نالۀ عشاق مبادا خالی
نقش هر پرده که زد راه به جایی دارد
که خوش آهنگ و فرح بخش صدایی دارد
شهیدی ترانه
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
«سعد یا» گر بکند سیل فنا خانۀ غم
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم از اوست
دکلمه: آذر پژوهش
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود
عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
چند گویی که چنین است و چنان خواهد شد
پوران ترانه
عقرب زلف کجت با قمر قرینه
کیه کیه در میزنه من دلم میلرزه
ای پری بیا در کنار ما جان خسته را مرنجان
نرگس مست تو و بخت من خرابه
کیه کیه در میزنه من دلم میلرزه
ای پری بیا در کنار ما جان خسته را مرنجان
تا قمر در عقربه کار ما چنینه
در روبا لنگر میزنه من دلم میلرزه
از برم مرو خصم جان مشو تا فدای تو کنم جان
بخت من از تو و چشم تو از شرابه
در رو با لنگر میزنه من دلم میلرزه
از برم مرو خصم جان مشو تا فدای تو کنم جان
بشنوید!


















هنوز دنبالکی دریافت نشده.